شجاع
287
أنيس الناس ( فارسى )
ليكن شرط مذكور بر تقديرست كه قليل المال باشى و تكرار مهماندارى و استمرار ضيافت خلل در مال تو پيدا كند به مرتبهاى كه در آن خلل و هم درويشى بود . و الّا كه از جنس اين اغنيا باشى كه درين زمانهاند و نان سير نمىخورند تمام آن سه روز به نوعى به مهماندارى مشغول باش كه زبان عيبجويان بر تو بسته باشد ، و مقصود از جمع مال و غنا اين معنى دان . بدان كه مهمان مردم شدن . . . « 1 » و حقّ اين صورت نگاه داشتن و محافظت آن نمودن امرى بغايت بزرگ است . پس تا توانى مهمان كس مشو . چه حشمت و عزّت را زيان دارد و بر تقدير وقوع اين معنى مهمان كسى شو كه دانى كه منّت مىدارد نه منّت مىنهد . چه آدمى را هيچ عارى بدتر از ممنون منّت گشتن نيست و پيش ارباب همّت دشنام بىمنّت به از دعاى بامنّت . و اگرچه اى بسا كس كه دشنام دهد و منّت نهد و مخاطب نيز منّت دارد . مثنوى يكى پرسيد از آن شوريده ايّام * كه در عالم چه خواهى گفت دشنام كه هرچيزى كه ديگر مىدهندم * بجز دشنام منّت مىنهندم ادب ديگر آنكه چون به مهمانى روى بغايت گرسنه و جايع مرو و سير نيز توجّه منما . چه در حالت سيرى چيزى نتوانى خورد و مضيف و صاحب دعوت آزرده و ملول گردد .
--> ( 1 ) - كلمهاى به شكل « ؟ ؟ ؟ » كه خواندنش ممكن نشد .